هوا
زمین
تنهایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ لورکا

آخرهای شعر
آخر همه چیز بود
شب بوی هیچ چیز نمی داد
اتوبوسی بوسه آورده بودم
غرق شد
غرق شد
غرق شد
در بوسه های تو.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرین نوشت:بر می گردم حتی تنها پروانه ای بی بهار.
این شعر را با صدای بلند بخوان
می توانی روی میز هم ضرب بزنی
می توانی روی اسم قشنگ من هم ضربدر بزنی
وحشي
وحشي
وحشي
زيبا
زيبا
زيبا
پاييز پاييز پاييز
به کجا
به کجا
به کجا
تو که جایی بلد نیستی
تو حتی نمی توانی این شعر را
با صدای بلند بخوانی
تا کجا
تا کجا
تاکجا
مترو متروك
مترو متروك
مترو متروك است
برای تو
برای من
قطار قاطری لنگ است
اینجا خط نمی دهد
Smsها طولاني
Sms هاطولاني
Smsهای طولاني را برایم با صدای بلند بخوان
در تونل
در تونل
در تونل
در ملا عام
در ملا عام
در ملا عام
18 چرخ
18 چرخ
18 چرخ
تير آهن 18
تير آهن 18
تير آهن 18
زیر 18 سال
زیر 18 سال
زیر 18 سال فقط می توانند
زیر پلها
زیر پلها
زیر پلها اینتر
اينترنت پرسرعت
اينترنت پر سرعت
اينترنت پر سرعت
سیم کارت صفر
سیم کارت صفر
سیم کارت صفر
فدای تار مویت
فدای تار مویت
فدای تار مویت
کوتاه
کوتاه
کوتاه به من می آیی
بلند
بلند
بلند به من می آیی
بلوند
لایت
های لایت
به من می آیی
اون لاین
آن لاین
آف لاین
به من می آیی
ببخش
ببخش
ببخش
که به خاطرخاطراتت
دیر
دیر
دیر
می آیم
می آیم
می آیم
آپ می کنم
آپ می کنم
آپ می کنم
آنقدر دیر آمده ام
دیر آمده ام
دیر آمده ام
که سگها
سگها
سگها را نمی شناسم
کنار ایستگاههای بیابانی
مادرم
آسیابهای بادی
برایم دست می چرخانند
دست می چرخانند
دست می چرخانند
و قطاری سرسام آور
تمامی این متن را
شخم می زند
من در هیچ کجای این متن من نیست.

جفت چشمهایت را می پوشم روی لباسهایم
کوتاه
کوتاه
کوتاه
کو؟
تا رقص
با درخت تن تو
با رخت کاجها
باد از دستهای تو سرسره بازی
می خندد شمالی-جنوبی
به سمت
اسمت شن که بشود
جن زده فرار می کنم
از دری که از دریای اخمهای تو موج می گیرد
از پیراهن تو لجی به تن دارم
که گلهایش بو کرده اند
کوتاه نمی آیم
از طاقچه های پیشانی تو بیزارم
من به سیمای تو تجاوز کرده ام.
۱.
بهار سگ شده است
و سگ از خدا هم نمی ترسد.
۲.
بر خلاف پیش بینی هوا شناسی
در سراسر کنکور سراسری
باد خواهد وزید
و جزوه ها را با خود خواهد برد.
۳.
آه
تا زن بزنزه شود
آفتاب خواهد سوخت.
پی نوشت: مرا نمی توان شناخت دستت را در آیینه گم می کنی.
بهار سگ شده است
و من گاز می گیرم
در بزرگراهی
که سر از هیچ تهرانی در نمی آورد
لب جاده
لبهای تو به کنار
بر خلاف پیش بینی هوا شناسی
در سراسر این شعر
بادها
برعکس مو های تو می وزند
حاشیه های این متن رابه تن
به جنگ تن به تن
تنها مرا رها نکن!
پنجره بسته است دستم را
صدای
پای آب می آید
از لیوانی که ترا خورد بی زارم
سهم من سم علف کش
در من
در متن
در تن به تن
در تهران
در لیوانی که از من آب خورده است ...
ادامه شعر:
من در هیچ کجای این متن نمی میرد
و بر خلاف لبهای تو هنوز هم تشنه ام.
?
..........وارونه ام
..............پیچیده ام
....................در پیچیدگی های تو.