از دست تو افتاده ام
در متني كه به من نمي آيد
از دست من افتاده اي
در پيراهني كه به تو نمي آید
درد سر تو
به سر درد هاي من اضافه شده است
به اضافه وزن تو
از تمامي جهات نزديكتر است
به مين هاي ضد نفري كه زير كلمات
كار گذاشته شده ایم
دست نزن
نزن
نزن
نزن
آسيابهاي آبي مي ميرند
از بي آبي
آبهاي جهان
مي
سي
سي
پي
بي
مي
سي
سي
پي !
پي نوشت ۱: از آسيابهاي قديمي صداي جيغ مي آيد.
پي نوشت ۲:تو برو گندمها را به مزارع برگردان!
تسكينم نمي کند
دين
كدﺋين.
ايستاده است شيطان
با كارد دسته شاخي:
[ نيمكره جنوبي از آن فقراست]
چراغ قرمز سبز ميشود
اسبي مي گذرد با گاري
گارسون قهوه اي مي نوشد با زن
و شب سراسيمه
تمامي خيابان وليعصر را سر مي كشد
تاچهار راه كالج.
بعد از آنهمه گريه
چشمهايت بادامي
LG
من چه ميتوانم بگويم
در جهاني كه
فرمان پليس
مقدم بر تمامي قوانين است.
خورشيد اسلحه اي پر
در كشوي خالي كشورم
ابر نيستم تا ماياكوفسكي وار برايت گريه كنم
با وانگوگ هم نسبتي ندارم
فقط از جانب اينجانب يادت نرود
تيرآهن۱۸
وديازپام ۱۸
وجوانان زير ۱۸ سال
اين شعر را نخوانند
و تمامي زمستان
مرگ را در آيينه گريه كنند تا گرم شوند
چرا كه گاندي هم به بهشت نمي رود
بی نظیر بوتو برای تو.
قيمتها بالا رفته اند
حراج
حراج
حراج
من تيرآهنم را نمي فروشم.
آنگاه كه استخوانهاي فرتوتم را
روي كاه زندگيت مي خوابانم
تمام مي شوم.
پل الوار
صبح به خير شيلي
با خميازه هاي پاز
و ادامه حيات در بعدي طولاني
بي جاذبه زمين
طلوع مي كند خورشيد
بر كره روي ميز
تا سلام اسپانيايي لوركا را جواب دهد
و خداياني كه مي گريزند از پارناس
با سكوت عجيب يوناني شان
پرنده اي مي نشيند روي شاخ
شب به خير آفريقا.