۱.
بهار سگ شده است
و سگ از خدا هم نمی ترسد.
۲.
بر خلاف پیش بینی هوا شناسی
در سراسر کنکور سراسری
باد خواهد وزید
و جزوه ها را با خود خواهد برد.
۳.
آه
تا زن بزنزه شود
آفتاب خواهد سوخت.
پی نوشت: مرا نمی توان شناخت دستت را در آیینه گم می کنی.
بهار سگ شده است
و من گاز می گیرم
در بزرگراهی
که سر از هیچ تهرانی در نمی آورد
لب جاده
لبهای تو به کنار
بر خلاف پیش بینی هوا شناسی
در سراسر این شعر
بادها
برعکس مو های تو می وزند
حاشیه های این متن رابه تن
به جنگ تن به تن
تنها مرا رها نکن!
پنجره بسته است دستم را
صدای
پای آب می آید
از لیوانی که ترا خورد بی زارم
سهم من سم علف کش
در من
در متن
در تن به تن
در تهران
در لیوانی که از من آب خورده است ...
ادامه شعر:
من در هیچ کجای این متن نمی میرد
و بر خلاف لبهای تو هنوز هم تشنه ام.
?
..........وارونه ام
..............پیچیده ام
....................در پیچیدگی های تو.