تبليغاتX
تير آهن 18

۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...

۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...

۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...

۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...

۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...

۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...

 

 سا     عتیر آهن 18ت

 

     زمین را در دهانت بگذار و تمامش کن!

 

ی

 پی نوشت:نقاشی ازهژبر میر تیموری می باشد و هیچ ربطی به شعر  ندارد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت توسط صمد |

 

بگذار سرم را

 دوباره بتراشم از ته ته ته

هر چند در جبهه های جنون تو اسیر می شوم

اما سیر نمی شوم

و با تفنگ دولول لبهای تو

غنیمتی است

ایستاده در چهارراه اتم

در غبار بورکینافاسویی عشق

تشنه تر مردن

....................

.....................

[سرباز پیری هستم

که زخمی بر گشته ام

رو به دیواری

که جنگ جنگ تا پیروزی رویش کمرنگتر شده است

می ایستم

می شاشم به خودم

به زخمهایم

به بمبهای اتم

به سرم

به جنگ جنگ تا پیروزی

به جنازه ای در جازموریان

به زندگی که هیج جا نبود

.............دستم را می گیرم به تیر آهن 18

و به

 

BLOGFA.COM

سلام نظامی می دهم.]

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت توسط صمد |

 

 

اینجا

 جاده جا زده است

و من مجبورم دراز بکشم

تا تمامی این فاصله ها را خواب ببرد

بر می خیزم

در فصلی کوتاهتر از موهای تو

 (تو موهایت را کوتاه تر کرده ای؟)

کو

 تا رقص؟! 

کو؟

کو؟

کو؟

تا آوازی برایت بخوانم

کلمات

کلمات

کلمات مات بر لبهای تو.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت توسط صمد |