۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...
۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...
۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...
۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...
۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...
۲۴ ساعت شبانه روز اینجا ۲۴ گریزگاه شده است...
سا ع
ت
زمین را در دهانت بگذار و تمامش کن!
ی
پی نوشت:نقاشی ازهژبر میر تیموری می باشد و هیچ ربطی به شعر ندارد.
بگذار سرم را
دوباره بتراشم از ته ته ته
هر چند در جبهه های جنون تو اسیر می شوم
اما سیر نمی شوم
و با تفنگ دولول لبهای تو
غنیمتی است
ایستاده در چهارراه اتم
در غبار بورکینافاسویی عشق
تشنه تر مردن
....................
.....................
[سرباز پیری هستم
که زخمی بر گشته ام
رو به دیواری
که جنگ جنگ تا پیروزی رویش کمرنگتر شده است
می ایستم
می شاشم به خودم
به زخمهایم
به بمبهای اتم
به سرم
به جنگ جنگ تا پیروزی
به جنازه ای در جازموریان
به زندگی که هیج جا نبود
.............دستم را می گیرم به تیر آهن 18
و به
BLOGFA.COM
سلام نظامی می دهم.]
اینجا
جاده جا زده است
و من مجبورم دراز بکشم
تا تمامی این فاصله ها را خواب ببرد
بر می خیزم
در فصلی کوتاهتر از موهای تو
(تو موهایت را کوتاه تر کرده ای؟)
کو
تا رقص؟!
کو؟
کو؟
کو؟
تا آوازی برایت بخوانم
کلمات
کلمات
کلمات مات بر لبهای تو.