تبليغاتX
تیر آهن 18
 

 

                   دو مطلب بی ربط

 

 

  

*** تلویزیون های

LCD    

      هم تصاویر زیبای ورزشی را خوب نشان می دهند

     هم تصاویر  وحشتناک جنگ را.

 

 

***یه جورایی خیلی شباهت هست بین:

 بنزین

کدیین

زیرزمین

سقط جنین

دین

نفتالین

آموکسی سیلین

میدان مین

لنین

شلوار جین

آدم کوته بین

و 

 MADE IN CHINA

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت توسط آ ر ت و |

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت توسط آ ر ت و

 

دستهایم را در دستهای تو

می کارم

من کشاورزی هستم

که عشق می ورزم

به پایان زمین

و راه راه شخم می زنم سرم را به در به دیوار

زخم هایم را می پاشم لابه لای لالایی های تو

خواب های خوبی می بینم هر صبح که

سر راه سر به کوره های آدم پزی می زنم

بی آب و هوای تو

پرنده سیمها را می خورد با برق

سر راه

 سر به زیر زمین می زنم

ریشه های انقلاب سفید شده اند

در جنوب شمال مال همه نیست

اما من

جاهای خیلی خوبی می سازم از اول

برای شنا کردن چریکها

برای غرق شدن

در بوسه های بی سیم

با آب و برق و گاز مجانی

حراج

حراج

حراج

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت توسط آ ر ت و |

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت توسط آ ر ت و

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت توسط آ ر ت و |

 

تیر آهن 18

همیشه پیدا می شود دست زنی

دستی سرد و سبک

زنی که دلش می سوزد و کمی هم دوستت دارد

و آرامت می کند مثل برادر

همیشه پیدا می شود شانه ی زنی

که تو در آن گرم نفس می زنی

و بر آن می گذاری سر ولگردت را

و به خوابهای آشفته خویش اعتماد می کنی

همیشه پیدا می شود چشمان زنی

که همه درد تو را خفه  می کند

وگرنه همه ی آن را

تکه ای از رنجهای ترا می بیند

اما هست دست زنی

که لمس می کند به شیرینی

پیشانی دردمندت را

مثل سرنوشت مثل ابدیت

اما هست شانه زنی

که ندانسته می خواهی اش

نه برای شبی که برای همه عمر

و دیریست که این را دانسته ای 

اما هست چشمان زنی

که همیشه دلتنگ نگاهت می کند

و این چشمان عشق و وجدان توست

تا واپسین دم زندگی ات.

 

 

 

                        شعر از :سرگی یفتو شنکو

 

 

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت توسط آ ر ت و |