تبليغاتX
تیر آهن 18
  

 پس نوشت : امسال هم  بی سلیقه تو

.................. سال نو  تحویل داده می شود

......................در سر رسیدی که به دست ما نرسید.

 

آخرین روزی را که از تقویم

فرار کرده است

به زور

دست بسته

تحویل پلیس می دهیم

خانه را می تکانیم

لب های پنجره را

برق  می اندازیم

بعد تمام سال

برایش گریه می کنیم

دلم نیامد قبل از تحویل

سال جدید به پلیس

سرم را بر نگردانم

نه قطاری در کار است

تا دستی تکان دهم

نه دستی در کار است

 تا قطاری را قطع نخاع کنم

نه لبی کنار لبتاب بی تاب است

تا بنوشمش تا ته

سال باید سال خوبی باشد

اما پر از گاو است

و گاوها همه سین ها را می خورند

سفره را هم می خورند

پس دور چه چیزی

در هم غرق شویم

زیر  آسمان اجاره ای این شهر

شعر هم کوپنی شده است

ممنونم جناب شهردار!

بگذار همدیگر را بپوشیم در ویترین

تنگ تنگ تنگ

شیک شیک شیک

در ملا عام.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت توسط آ ر ت و |

 

سربازها به زور می خواهند وارد این متن شوند

باران تعطیل

سینما بی سینما

اما من به طور رسمی

با دیپلم نظام قدیم

و کراوات

از مراسم تدفین مادر

بزرگ می شوم

و با روزی که از تقویم فرار کرده است

در اماکن عمومی ازدواج می کنم

این ترم

تمامی واحد های مسکونی را بر می دارم

در سر درد شهر

تنباکو می کارم

روی دستهایی که از دست بودن دست کشیده اند

روی پاهایی که از پا بودن پا کشیده اند

شرط نمی بندم

بتوانم خوابهای خوبی

 برایت رزرو کنم .

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت توسط آ ر ت و |

 

 

زمين را زير سايه ات حفر كن

يك سفره آب

نزديكيهاي پستانهايت

كه در آن غرق شوم

مانند يك سنگ.

 

 

                     شعر از پل الوار است

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت توسط آ ر ت و