خودم را خالی میکنم
از زن
از زنبور
از حسابهای مشترک بانکی با تو
و دنبال کلمات کلیدی می گردم
برای باز کردن دست هایم
برای بستن کفشهایم
و می دوم
می دوم
می دوم
در خطوط موازی گرگ
و در دایره های دردار
پنهان می شوم
چون
ساعتی شنی
فرو می ریزم در خود
با دهانی پر از الکل
که برای بوسیدن جان می داد.